
19 ـ آنچه را که دارید یادآوری کنید.
هر وقت به این موضوع فکر کنید که چه امکاناتی ندارید، چه فرصتهایی را از دست دادهاید و هماکنون از چه موهبتهایی محرومید، عملاً و به دست خود اعتمادبنفستان را از بین بردهاید. یادآوری موهبتها، یعنی اعتمادبنفس و یادآوری محرومیتها یعنی عدم اعتمادبنفس.
اگر میبینید بیشتر، محرومیتها به ذهن میآیند تا موهبتها، به خاطر این است که محرومیتها را بیشتر در ذهن خود تکرار کردهاید و به حافظه سپردهاید. در لحظه لحظه خود جستجو کنید و به اصرار، آنچه را که دارید یادآوری کنید. سلامتی، انرژی، توانایی، تحصیلات، حتی سواد خواندن و نوشتن، سرپناه، خانواده، دوستان، . . . .
در مسیر زندگی همیشه باید نگاهی به پایین و بالا بیندازید. به پایینتر از خود نگاه کنید و حتماً با آنها معاشرت کنید تا متوجه شوید همین چیزهایی که برای شما عادت و عادی شده است موهبتهایی است که برای عدهای آرزوست و از آنها محرومند. این کار سبب میشود که ناخودآگاه توجه شما به داشتههایتان بیشتر شود. نگاهی هم به بالا بیندازید برای اینکه متوجه شوید میتوان بالاتر و بهتر از این بود و انگیزه و میل به رشد و پیشرفت پیدا کنید.
علت عدم یادآوری موفقیتها هم همان علت عدم یادآوری داشتههاست. شما بیشتر به شکستهایتان فکر میکنید، تصویر آنرا بخاطر میسپارید و بارها و بارها آنرا در ذهن خود مرور میکنید تا جایی که سالیان سال خاطره این شکستها در ذهنتان به وضوح باقی میماند. اما بجز چند لحظه به موفقیتهایتان فکر نمیکنید و بعد از این چند لحظه به سرعت این موفقیت برایتان عادی میشود. موفقیتهایتان را در ذهن خود مرور نمیکنید و در نتیجه از صفحه ذهنتان زدوده میشود.
یکی دیگر از علتهای عدم یادآوری موفقیتها، نسبت دادن آن به دیگران و شانس و یا اتفاق است.




