تبليغاتX
باور

19 ـ آنچه را که دارید یادآوری کنید.

هر وقت به این موضوع فکر کنید که چه امکاناتی ندارید، چه فرصتهایی را از دست داده­اید و هم­اکنون از چه موهبت­هایی محرومید، عملاً و به دست خود اعتمادبنفستان را از بین برده­اید. یادآوری موهبتها، یعنی اعتمادبنفس و یادآوری محرومیتها یعنی عدم اعتمادبنفس.

اگر می­بینید بیشتر، محرومیتها به ذهن می­آیند تا موهبتها، به خاطر این است که محرومیتها را بیشتر در ذهن خود تکرار کرده­اید و به حافظه سپرده­اید. در لحظه لحظه خود جستجو کنید و به اصرار، آنچه را که دارید یادآوری کنید. سلامتی، انرژی، توانایی، تحصیلات، حتی سواد خواندن و نوشتن، سرپناه، خانواده، دوستان، . . .   .

در مسیر زندگی همیشه باید نگاهی به پایین و بالا بیندازید. به پایین­تر از خود نگاه کنید و حتماً با آنها معاشرت کنید تا متوجه شوید همین چیزهایی که برای شما عادت و عادی شده است موهبتهایی است که برای عده­ای آرزوست و از آنها محرومند. این کار سبب می­شود که ناخودآگاه توجه شما به داشته­هایتان بیشتر شود. نگاهی هم به بالا بیندازید برای اینکه متوجه شوید می­توان بالاتر و بهتر از این بود و انگیزه و میل به رشد و پیشرفت پیدا کنید.

علت عدم یادآوری موفقیتها هم همان علت عدم یادآوری داشته­هاست. شما بیشتر به شکستهایتان فکر میکنید، تصویر آنرا بخاطر میسپارید و بارها و بارها آنرا در ذهن خود مرور می­کنید تا جایی که سالیان سال خاطره این شکستها در ذهنتان به وضوح باقی می­ماند. اما بجز چند لحظه به موفقیتهایتان فکر نمی­کنید و بعد از این چند لحظه به سرعت این موفقیت برایتان عادی می­شود. موفقیتهایتان را در ذهن خود مرور نمی­کنید و در نتیجه از صفحه ذهنتان زدوده می­شود.

یکی دیگر از علتهای عدم یادآوری موفقیتها، نسبت دادن آن به دیگران و شانس و یا اتفاق است.

 

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//یکشنبه سی ام دی 1386 |

تسلیم مشو

میدانم که

می­توانی ...

دیر زمانی

به تقلا گذشته

نا امیدی

و مردد

شاید می­اندیشی

آیا ارزشش را دارد؟

ولی من به تو ایمان دارم

و میدانم اگر بکوشی

پیروزی از آن توست.

(آن دیویس)

 

Don’t give up

I know you're going

To make it…

It may take time

And hard work

You may become frustrated

And at time you'll feel

Like giving up

Sometimes you may even

Wonder if it’s really

Worth it

But I have confidence in you,

And I. Amanda pierce

Ann davies))

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//یکشنبه سی ام دی 1386 |

سال ۱۴۲۹ هجری قمری را با یاد و نام امام حسین (ع) و یاران فداکارش آغاز میکنیم.

اخلاق ، عبادت

قال الحسين عليه السلام: الخلقُ الحَسَنُ عِبادَةٌ.

امام حسين عليه السلام فرمودند: خوش اخلاقي عبادت است.

 

چاره مشكلات

قال الحسين عليه السلام: اذا وَرَدَتْ عَلَي العاقِلِ لمّةٌ قَمَعَ الحُزنَ بالحزمِ و قرع العقلَ للاحتيالِ.

امام حسين عليه السلام فرمودند: چون براي عاقل مشكلي پيش آيد غم خود را با هوشياري و دور انديشي از ميان مي برد و عقل را به چاره جويي وا مي دارد.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//پنجشنبه بیستم دی 1386 |

سلام دوستان و همسفران راه موفقیت

از امروز سعی خواهم کرد داستانهایی از انسانهای موفق یا داستانهایی الهام بخش در مسیر اعتمادبنفس و موفقیت را انتخاب و تحت عنوان <داستان> به شما عزیزان تقدیم کنم.

و این هم اولین داستان.

 

عشق را امتحان کن

 این یک ماجرای واقعی است:

سال ها پیش، در کشور آلمان، زن و شوهری زندگی می­کردند. آن ها هیچ گاه صاحب فرزندی نشدند.

یک روز که برای تفریح به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند، ببر کوچکی در جنگل نظر آن ها را به خود جلب کرد. مرد معتقد بود نباید به آن بچه ببر نزدیک شد، به نظر او ببر مادر جایی در همان حوالی فرزندش را زیر نظر داشت پس اگر احساس خطر می­کرد به هر دوی آن ها حمله می­کرد و صدمه می­زد.

اما زن انگار هیچ یک از جملات همسرش را نمی­شنید، خیلی سریع به سمت ببر رفت و بچه ببر را زیر پالتوی خود به آغوش کشید، دست همسرش را گرفت و گفت: "عجله کن، ما باید همین حالا سوار اتومبیلمان شویم و از این جا برویم."

آن ها به آپارتمان خود بازگشتند و به این ترتیب ببر کوچک، عضوی از اعضای این خانواده کوچک شد و آن دو با یک دنیا عشق و علاقه به ببر رسیدگی می­کردند.

سال ها از پی هم گذشت و ببر کوچک در سایه مراقبت و محبت­های آن زن و شوهر حالا تبدیل به ببر بالغی شده بود که با آن خانواده بسیار مانوس بود.

در گذر ایام، مرد درگذشت و مدت کوتاهی پس از این اتفاق، دعوتنامه کاری برای یک ماموریت شش ماهه در مجارستان به دست آن خانم رسید. زن با همه دلبستگی بی­اندازه­ای که به ببر داشت و مانند فرزند خود با او مانوس شده بود ناچار بود شش ماه کشور را ترک کند و از دلیستگی­اش دور شود.

پس تصمیم گرفت ببر را برای این مدت به باغ وحش بسپارد. در این مورد با مسؤولان باغ وحش صحبت کرد و با تقبل کل هزینه­های شش ماه، ببر را با یک دنیا دلتنگی به باغ وحش سپرد و کارتی از مسؤولان باغ وحش دریافت کرد تا هر زمان که مایل بود، بدون ممانعت و بدون اخذ بلیت به دیدار ببرش بیاید.

دوری از ببر، برایش بسیار دشوار بود، روزهای آخر قبل از مسافرت، مرتب به دیدار ببر می­رفت و ساعت­ها کنارش می­ماند و از دلتنگی­اش با ببر حرف می­زد.

سرانجام زمان سفر، فرا رسید و زن با یک دنیا غم دوری، با ببرش وداع کرد. بعد از شش ماه که ماموریت به پایان رسید. وقتی زن بی­تاب و بی­قرار به سرعت خودش را به باغ وحش رساند، در حالی که از شوق دیدن ببرش فریاد می­زد: عزیزم، عشق من، من برگشتم، این شش ماه دلم برات یک ذره شده بود، چقدر دوریت سخت بود، اما حالا من برگشتم، و در حین ابراز این جملات مهرآمیز، به سرعت در قفس را گشود، آغوش باز کرد و ببر را با یک دنیا عشق و محبت و احساس در آغوش کشید.

ناگهان صدای فریادهای نگهبان قفس، فضا را پر کرد:” نه،بیا بیرون این ببر تو نیست. ببر تو بعد از اینکه این جا را ترک کردی، بعد از شش روز از غصه دق کرد و مرد. این یک ببر وحشی گرسنه است.”

اما دیگر برای هر تذکری دیر شده بود. ببر وحشی، با همه عظمت و خوی درندگی، میان آغوش پر محبت زن، مثل یک بچه گربه، رام و آرام بود.

اگر چه ببر مفهوم کلمات مهرآمیزی را که زن به زبان آلمانی ادا کرده بود نمی­فهمید اما محبت و عشق چیزی نبود که برای درکش نیاز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصی باشد چرا که عشق آن قدر عمیق است که در مرز کلمات محدود نشود و احساس آن قدر متعالی که از تفاوت نوع و جنس فرا رود.

مجله موفقیت شماره 114

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//پنجشنبه بیستم دی 1386 |

18 ـ غلبه بر ترس

يكي ديگر از موانع بزرگ اعتماد­بنفس، ترس است. بهترين و مؤثرترين راه غلبه بر ترس هم اقدام است. در روانشناسي ترس گفته مي­شود، به هر آنچه كه از آن ميترسيد، نزديك شويد و در آن فرو رويد. اگر از آب مي­ترسيد، تا خودتان را درون آن نيندازيد ترستان نمي ريزد.

در لاتین هم داریم :if you cant, then you must" " اگر شما نمی­توانید پس شما باید." مثلاً اگر در یک سخنرانی پس از مقدمه، همه چیز را فراموش کنیم نمی­میریم! فقط باید تصمیم بگیریم  و رفع کنیم. 

اگر از کنفرانس دادن واهمه داريد، تنها راه حل شما كنفرانس دادن است. البته در بار اول ممكن است در اثر ترس صدايتان بلرزد و نفس كم بياوريد، اما با اين وجود دفعة بعد برايتان آسانتر خواهد بود و دفعة بعد و دفعات بعد به­مراتب آسانتر و بالاخره زماني مي­رسد كه نه تنها نمي­ترسيد، بلكه خودتان از آن مشتاقانه استقبال مي­كنيد. معمولاً شما درست برعكس عمل مي­كنيد. وقتي از چيزي مي­ترسيد، خود را از آن كنار مي­كشيد ! و با اين روش، مدام بر ترس، اضطراب و عدم اعتماد­بنفس خود مي­افزاييد. كمرويي بيشتر در صورت حضور در جمع افراد غريبه و ملزم بودن به برقراري ارتباط با آنها ايجاد مي­شود.

تنها راه حل غلبه بر ترس اقدام است. خود را به درون آب بيندازيد! مواردي كه در آن از اعتماد­بنفس لازم برخوردار نيستيد، در ذهن خود دقيقاً جستجو كنيد و در جهت آن سريعاً اقدام كنيد. در همانجايي كه دچار ترس، اضطراب و كمرويي هستيد اقدام كنيد.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//پنجشنبه بیستم دی 1386 |

17ـ  همیشه در جیب خود پول داشته باشید

بخش عمده­ای از اعتمادبنفس شما احساس شایستگی کردن و با بیانی ساده­تر احساس «بودن» است. اما بخشی از آن هم نه احساس بودن که احساس «داشتن» است. جیب شما احساس داشتن را دوست ندارد و فقط حضور اسکناس را میفهمد و آنرا دوست دارد. شما باید ذهنی توانگر داشته باشید و گواه ذهنیت توانگر شما، کیف پول شماست.

هیچ وقت از خانه با جیب خالی بیرون نروید. البته لازم به ذکر است که به هیچ وجه اعتمادبنفس خود را مشروط و وابسته به وضع مالی و اوضاع کیف پول خود نکنید.

جیب توانگر، اعتمادبنفس را افزایش می­دهد و در عین حال شما را به تکاپو و فعالیت بیشتری وامی­دارد.

نگوئید: اگر پول در جیبم باشد خرج می­کنم!!. وقتی به خودتان اطمینان ندارید، نمیتوانید چیزی داشته باشید؛ همراه داشتن پول به شما احساس «داشتن»، عادت به همراه داشتن پول و اعتمادبنفس می­بخشد که نتیجه آن تحرک و فعالیت است.

یادتان باشد شما هرگز نمی­توانید هم اعتمادبنفس داشته باشید و هم بیکار باشید. شایستگی­های شما باید به کار آیند و عملی شوند تا معنا پیدا کنند. شایستگی­های بالقوه چندان تفاوتی با عدم شایستگی ندارد.

حتی­الامکان خودتان جیب خودتان را توانگر سازید

با پول احساس راحتی کنید:

خیلی از مردم با پول راحت نیستند. احساس ناراحتی نسبت به پول یا هر موهبت دیگری، عدم شایستگی را برای ذهن تدائی وی­کند. گاه کسانی که لباس نو می­خرند برای اولین بار که می­خواهند آنرا در محیط کار یا در حضور دوستان خود بپوشند احساس ناراحتی و عذاب می­کنند.

احساس راحتی با آنچه دارید، اعم از پول، وسایل، امکانات و غیره یعنی تأکید شایستگی خود و کم کردن و یا کم نشان دادن ارزش آنچه دارید یعنی: من فقط شایستگی چیزهای دست دوم و کهنه آن هم به مقدار کم را دارم.

عادت کنید در خود احساس راحتی را گسترش دهید. مبلغ هنگفتی پول را در جیب خود بگذارید و در تمام طول روز از خود مراقبت کنید که احساس راحت­تری نسبت به این پول داشته باشید و هر روز نسبت به آن راحت­تر باشید.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//چهارشنبه دوازدهم دی 1386 |

سال نو میلادی و آغاز سال ۲۰۰۸ رابه تمامی مسیحیان عزیز تبریک میگویم و سالی سراسر مهر و محبت صلح و دوستی توأم با موفقیت وپیروزی برایشان آرزومندم.

کریسمس مبارک

برای آنکس که ایمان دارد،

ناممکن وجود ندارد.

(انجیل)

All things are possible to him thath believeth.

(Mark 9:23 )

آغاز سال 2008 مبارک

طلب کن،به تو اعطا خواهد شد.

جستجو کن،

خواهیش یافت.

در را بزن،

برویت گشوده خواهد شد.

(انجیل)

Ask, and it shall be given you;

Seek, and ye shall find;

Knock, and it shall be opened unto you.

(Mattew 7:7)

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//سه شنبه یازدهم دی 1386 |

16ـ اصل نگهداری

اصل نگهداری یعنی اجتناب از اندیشه منفی، بیان منفی و توجه به انتقادهای نابجای دیگران و کارهای خودشکنانه.

اصل نگهداری زمینه­ساز و شروع ایجاد هر ویژگی مثبت در خود است. مراقب باشید در طول روز صحبتهایی مثل: « به من نیامده ... ـ ما خیلی ساده­ایم ـ هیچ کاری از دست من ساخته نیست و . . . » نکنید؛ نه تنها خودتان از این حرفها نزنید بلکه به صحبتهای منفی دیگران هم گوش نکنید.

عباراتی مانند « تو شانس نداری!» انرژی لازم را برای نفوذ به ناخودآگاه شما را ندارد و نمیتواند باعث عدم خودباوری شما شود؛ آنچه که به این عبارت و عباراتی نظیر آن انرژی می­دهد، توجه و تمرکز توأم با احساس بعدی شماست. شما گاهی ساعتها و حتی روزها به آنچه دیگران ( خانواده، بستگان، دوستان و حتی یک غریبه) به شما گفته­اند، فکر می­کنید و با این تفکر انرژی ذهنی بیشتری مصرف میکنید. پس در مورد خود فکر منفی نکنید، حرف منفی نزنید و تا حد امکان به صحبت منفی دیگران توجه نکنید.

بعضی وقتها شما مفهوم مثبتی در ذهن دارید اما به شکل منفی آنرا بیان می­کنید مثلاً می­گوئید: من نباید خودم را ببازم، من نباید دست و پایم را گم کنم و نمی­کنم. اینها هم حرف منفی هستند شما باید بگوئید: من باید به خود متکی باشم. من باید با اقتدار عمل کنم و می­کنم.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//دوشنبه سوم دی 1386 |

15ـ بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید

اگر واقعاً میل دارید تغییر کنید و دگرگون شوید، از همین الآن تصمیم بگیرید که در مورد اینکه قبلاً چگونه بوده­اید و تا به امروز چگونه شخصیتی داشته­اید و چرا چنین بوده­اید، مطلقاً صحبت نکنید.

لزومی ندارد که شما برای تغییر خودِ کنونیتان را تحقیر و سرزنش کنید. تک تک واژه­هایی که شما در تعریف از خود به زبان می­آورید روی احساس شما در مورد خودتان تأثیر می­گذارد.

برای اینکه شما بخواهید تغییر مثبتی در خود ایجاد نمائید به یک احساس مثبت نیاز دارید.

 یادتان باشد صحبت کردن درباره اینکه مثلاً فلان روز چه کار کرده­اید و خجالت زده شده­اید و یا . . . ، یعنی مقاومت در برابر پرورش اعتمادبنفس. علت اینکه شما براحتی خاطرات تلخ و منفی خود را به یاد می­آورید این است که آنرا خیلی در ذهن مرور می­کنید. تصویر ذهنی خود را دگرگون کنید؛ چشمهای خود را ببندید و یک تصویر عالی از خود بسازید و خود را ببینید که در ایده­آل ترین موقعیت مالی، شغلی، خانوادگی و. . . قرار دارید و الگوی واقعی اعتمادبنفس و اتکاءبنفس هستید.

این تصویر را مدام در ذهن خود مرور کنید و بپرورانید و مراقب باشید که در واقعیت هم همیشه طوری رفتار کنید که تصویر فردی متشخص و محترم از شما در ذهن خود و دیگران نقش ببندد.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//دوشنبه سوم دی 1386 |