تبليغاتX
باور

صد سال به از این سالها

سال نو مبارک

سال 1386 را بدرقه میکنیم با همه یادها و خاطره­های تلخ و شیرینش، با همه داشته­ها ونداشته­هایش، با همه زشتی و زیباییش. و دل و جان میسپاریم به لطافت نسیم بهاری، به آوای پرندگان و صدای جویباران که این همه هر یک به زبانی فراموش کردن تلخی­ها، نداشته­ها و زشتی­ها را تذکر می­دهند و درانداختن طرحی نو ، زندگی دوباره همراه با زنده شدن طبیعت و سردادن نغمه­ای دیگر و صد البته پروازی دیگر؛ پروازی باشکوهتر و بلندتر را نوید میدهند.

هر یک به زبانی به ما میگویند: افق­های دور دست را بنگریم و راه طولانی پیش رو را که پیمودن طولانی­ترین راهها با اولین قدم شروع میشود. ونا گفته پیداست که که در این مسیر به پشت سر نیز باید نگاهی بیندازیم تا با دیدی وسعتر به پیش برویم و بدانیم که هر وقت اراده کرده­ایم توانسته­ایم و هر وقت بخواهیم می­توانیم.

می­توانیم آرزوها را محقق کنیم و به سوی آنها قدم برداریم و تحققشان را به تماشا بنشینیم که سال 86 برایمان سال شدنها و توانستنها بود. سالی پر از عشق، ایمان، دوستی و اعتمادبنفس.

به هرحال سال خوبی را برای همه دوستان آرزومندم و تحقق آرزوهایتان را( با برنامه ریزی، پشتکار، و عمل ) در سال جدید پیشاپیش تبریک گفته و سلامتی شما را از درگاه خداوند رحمان خواستارم.

ایام به کام

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 |

23 ـ بر خود مسلط باشید.

اینکه شما احساس کنید بر خود مسلط هستید یک امر کاملاً ضروری است. تسلط بر خود جنبه­های مختلفی دارد مثلاً تسلط بر جسم و بدن. شما با ورزش کردن می­توانید عضلات خود را از خمودگی درآورید و با به فعالیت درآوردن آگاهانه عضلات، هم نیرومندی خود را فزونی ببخشید و هم تسلط خود را بر جسم خود بیشتر کنید. تسلط بر جسم توانایی جسمی و روحی و تسلط بر عواطف و امیال را به همراه می­آورد که به اعتمادبنفس منجر میشود. حتماً در برنامه روزانه خود وقتی را برای ورزش کردن در نظر بگیرید.

جنبه دیگر تسلط بر خود، تسلط بر امیال و غرایز است که نشان از قدرت اعتمادبنفس شما دارد. آنها که از اراده و اعتمادبنفس برخوردار نیستند به هر خواهشی از تن خود، تن در می­دهند و به هر خواهش نفس، دل می­سپارند. کسی که بر نفس خود تسلط دارد، به اطرافیانش ایمان و اعتقاد و اعتماد را القا می­کند. تمرینات روحی تأثیر بسزایی در خود شخص و دیگران به جای می­گذارد و شما را به عنوان یک فرد واقعاً قوی و محکم و با اعتمادبنفس و صد البته قابل اطمینان معرفی می­کند.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 |

مصاحبه با ايرانيان موفق bijan پول افرين ترين فروشنده ايراني که ثروتمندترين ساکنين زمين مشتريان اويند

 آيا تا به حال به اين موضوع انديشيده­ايد که انسان­هاي فوق­العاده پولدار روي زمين، براي خريد لباس، عطر و لوازم آرايشي به کدام مغازه مي­روند؟ منظورمان افرادي مانند " ملکه انگليس " يا " سلطان برونئي " ‌يا " پرنس چارلز" و " بيل گيتس " و امثالهم است! به هر حال شايد تعداد پولدارهاي روي زمين بسيار کمتر از انسان­هاي عادي و متوسط باشد اما درمقابل، قدرت خريد و توان پول خرج کردن اين افراد را هم نمي­توان ناديده گرفت و اگر کسي بتواند نظر اين مشتريان را به سوي خود جلب کند و سفارشات آنها را بگيرد، مسلماً ثروت کلاني را به دست خواهد آورد. ثروتي که مي­تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.

بیژن پاکزاد

 بيژن پاکزاد، يکي از اين عرضه کنندگان گران­ترين اقلام و سفارشات، براي پولدارترين ساکنين روي زمين است. او در يک خانواده فوق­العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصيل به مدرسه پولدارهاي سوئيس، يعني "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده­هاي بزرگ مانند " پرنس ريتر" همکلاسي شد. درحقيقت تعداد زيادي از مشتريانش را بيژن در همان مدرسه سوئيسي شناسايي و شکار کرد. او همانجا دريافت که سليقه­ آدم­هاي پولدارچگونه است و به چه شکلي مي­توان نظر آنها را براي خريد و سفارش اجناس به سوي خود جلب کرد.

" بيژن پاکزاد"‌ اکنون درآمد سالانه­اش از فروش عطرها و ادکلن­هاي "DNA " بيشتر از ٣٠٠ ميليون دلار درسال است و صاحب يکي از با شکوه­ترين وگران قيمت­ترين فروشگاههاي نيويورک است که درب اين فروشگاه، فقط به روي مشتريان خاص و به سفارش آنها باز مي­شود. بيژن داراي يک هواپيماي جت مخصوصي است. آن دسته از مشترياني که نمی­توانند به فروشگاه او بيايند، او شخصاً به نزد ايشان مي­رود و براي آنها مدل لباس، تي شرت، عطر و .... طراحي مي­کند. او يک پول­آفرين واقعي است و خيلي از پولدارها و توانگرهاي دنيا به داشتن نام او روي عطر خود يا لباس­هاي خويش افتخار مي­کنند. اجازه دهيد تا با بيژن مصاحبه­اي داشته باشيم :

راز نيرومندي و جوان ماندن من درايناست که هر روز چيز تازه اي ياد مي گيرم.

موفقيت: بيژن چه اتفاقي افتاد که تو يکباره تبديل به يک اسطوره درجهان مد و هنر شدي؟

بيژن: راستش را بخواهيد از همان کودکي احساس مي­کردم فرد مشهوري مي­شوم. پدرم مي­خواست من دکتر يا وکيل شوم. رشته تحصيلي­ام مهندسي بود که هيچ علاقه­اي بدان نداشتم، همه شوق من به جانب طراحي بود و با علاقه وصف ناپذيري بدان مي­پرداختم. از سوئيس به آمريکا رفتم و در آنجا در رشته بازاريابي به تحصيل پرداختم و همانجا اين فکر در من قوت گرفت که مد اروپا را به آمريکا بکشانم.

موفقيت: چگونه موفق شدي اعتماد اين همه آدم­هاي متفاوت را بسوي خود جلب کني؟

بيژن : با اهميت دادن به تک تک مشتريانم. هدف من هميشه شناختن مشتري و توقعات اوبوده است. حتي امروز نيز با اينکه تعداد مشتريان بسيار زياد شده است من تک تک آنها را مي­شناسم. به عنوان مثال لباس يک ستاره سينما بايد با يک قاضي دادگاه متفاوت باشد، وقتي لباس را براي فردي طراحي مي­کنم بايد بدانم که او درآن لباس چه خواهد کرد. در مورد من جوکي ساخته­اند با اين مضمون" افراد مانند وودي آلن داخل فروشگاه مي­شوند ومانند کري گرانت خارج مي­شوند"

بیژن پاکزاد

موفقيت: درچه سالي اولين نمايشگاه مد را برگزار کردي؟

بيژن:‌ در سال ١٩٧٦ با کمک مالي يکي از هموطنانم نمايشگاهي مجلل ترتيب دادم. نمايشگاه داراي ميزهايي از سنگ مرمر کمياب و لوسترهايي گران قيمت بود و افرادي مانند خوان کارلوس پادشاه اسپانيا، شاه اردن و سلطان بروئني را به خود جلب نمود. 

 موفقيت: اولين برخورد کارگزاران تو پس از ورود مشتري چگونه است؟

بيژن: من از آنها خواسته­ام قبل از هر پرسشي ابتدا از او پذيرايي بعمل آورند وسپس با او گفت وگو داشته باشند. از علايق و سوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمايند و ازاين طريق بتوانند نوع لباس مورد علاقه­اش را طراحي کنند، مثلاً هنگامي که روناد ريگان رييس جمهور سابق آمريکا ازمن لباس گرم خواست، پارچه جين را با آستري ازپوست مينک برايش طراحي کردم البته گاهي هم اگر افراد قادر به حضور درفروشگاه نباشند من به همراه خياطان خود به نزد آنان مي­روم.

موفقيت: پارچه­هايت را از کجا تامين مي­کني؟

بيژن: از توليد کننده­هاي معتبر که قبلاً آزمايش شده­اند. من ابتدا قبل از سفارش لباسي از پارچه مورد نظر را مي­پوشم تا کيفيت آن را بررسي کنم و اگر مقبول افتاد تا سه برابر هزينه اصلي را به توليد کننده پرداخت مي­کنم تا حقوق انحصاري آن کالا را تضمين نمايد. اين يکي از مشخصه­هاي کار من است و دليل آنهم اهميتي است که به کيفيت کالاي خود مي­دهم. شايد در نظر برخي اين کارها زياده­ روي جلوه کند.

موفقيت: در مورد عطريات چه توفيقي به دست آورده­ايد؟

بيژن: سال­هاي زيادي طول کشيد تا من عطري را درست کنم که متفاوت باشد، حتي طرح شيشه آن ٨٠٠ بار پيش نويسي شد تا اينکه مورد قبول من واقع شد من عطر زنانه نمي­خواستم. مخصوصاً که لباس­هاي من همگي مردانه هستند، از همين روبا زنان بسياري مصاحبه کردم تا بدانم چه بويي رابراي مرد مي­پسندند و نهايتاً موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بيژن را توليد کنم که جايزه اسکار نيويورک را براي بهترين عطر دريافت کنم. البته بعدها عطر زنانه هم توليد کردم و به پاس قدرداني از زناني که همواره حامي من بوده اند به ايشان تقديم نمودم.

موفقيت:‌ در يک جمله بگو براي پول کار مي­کني يا عشق؟

بيژن: البته عشق به کار؛ من ازاينکه توليداتي منحصر به فرد دارم لذت مي­برم من به کار کردن هفت روز هفته نياز ندارم، اما اين کار را انجام مي­دهم چون به کارم عشق مي­ورزم.

موفقيت: بيژن! تو براي آدم­هاي معمولي، محصول توليد نمي­کني؟ خريداران تو قشر خاصي از جامعه هستند که شايد تعداد آنها در کل دنيا به بيست و پنج هزار نفر هم نرسد. چرا اين طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتريان اصلي خود انتخاب کرده­اي؟

بيژن: اين مساله چندان هم درست نيست. هر چند عطرهاي بيژن یا لباس­هاي بيژن گران قيمت­اند، اما خيلي از انسان­هاي معمولي هم مي­توانند آن را در مغازه­هاي معتبر کشورشان خريداري کنند. من براي پولدارترين­هاي روي زمين حساب جداگانه­اي باز کرده­ام، اما اين دليل نمي­شود کساني را که خيلي پولدار نيستند در نظر نگيرم. بسياري از بازديد کنندگان فروشگاههاي زنجيره­اي بيژن، درنيويورک و در دنيا از طبقه عادي و نسبتاً مرفه جامعه هستند.

موفقيت: موفقيت فوق­العاده کنوني خود را نتيجه چه مي­داني؟

بيژن:‌ نتيجه مطالعه، تأمل و شکار فرصت­هاي طلايي، تخصص و علاقه من در علم شيمي است و در سال ١٩٨١ موفق شدم، جايزه " lg Nobel‌" را به خاطر عرضه عطرها و ادکلن­هاي "DNA " به نام خودم بگيرم. من با عرضه اين عطرها و ادکلن­هاي جادويي، ابتدا براي مردان و بعد براي زنان توانستم معناي عطر واقعي را به مردم بشناسانم و از اين راه به ثروتي رويايي دست يابم. درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهاي بيژن در سطح جهان، قريب ٣٠٠ ميليون دلار است، حال آنکه در آمد حاصل از طراحي لباس، يک دهم آن يعني سي ميليون دلار درسال است. من به اين اصل معتقدم که اگر قرار باشد " کائنات "، ايده­اي را به ذهن و دل يک انسان الهام کند، به سراغ انساني مي­رود که آمادگي علمي و ذهني پذيرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصيلي به دنبال عرضه محصولي بی­رقيب و گران قيمت مي­گشتم و عطرها و ادکلن هاي " DNA " همان چيزي است که سال­هاي جواني­ام را در جست وجوي آن سپري ساختم. در حال حاضر موسسه بزرگ توليد عطرهاي بيژن را به نام سه فرزندم نموده­ام تا آنها از همين الان که زنده­ام، مديريت و راهبري بزرگترين و ثروتمندترين شرکت عطر سازي دنيا را بياموزند.

موفقيت: مي­گويند فروشگاهي قصر مانند داري که آن را براي پولدارترين ساکنين روي زمين آماده نموده­اي تا براي ساعتي در سکوت و آرامش هـر چه را مي­خواهند از آنجا بخرند. چه شد که به فکر ساختن اين فروشگاه قصر مانند افتادي؟

بيژن: شم اقتصادي! من يک تاجر زاده­ام و درخانواده­اي بزرگ شدم که فرهنگ پول سازي و پول آفريني درآن غالب بود. براين باورم که در رگهاي من به جاي خون، رودخانه اي از طلا جاري است و تک تک سلول­هاي وجود من ازالماس ساخته شده­اند. من خودم را بسيار گرانبها مي­دانم و براين اعتقادم که اگر يکي از پولدارهاي دنيا به نيويورک بيايد و بخواهد از فروشگاهي خريد کند، حتماً بايد اين خريد از فروشگاه من صورت گيرد. يک سفارش چهارصد هزار دلاري، حداقل خريدي است که من از مشتريانم انتظار دارم و مشتريان من نيز خوب مي­دانند چه موقع از من، باز کردن درب فروشگاه را تقاضا کنند. فروشگاه بيژن هر چند به صورت شبانه روزي فعال است اما درب آن فقط به روي مشتريان خاصي باز مي­شود. ديوارهاي سفيد اين فروشگاه هر هفته رنگ مي­شوند.

موفقيت: آيا ثروت پدري درموفقيت شما تأثيري داشته است؟

بيژن: الان که به گذشته نگاه مي­کنم مي­بينم بيشتر از ثروت پدر، خلاقيت، نوآوري وخود اتکايي خودم را دراين جايگاه قرارداده است.

به هر حال ثروت پاکزادي­ها را خيليهاي ديگر هم داشتند اما پسر هيچکدام از آنها بيژن نشد. اکنون من درموسساتم کارمندان ثروتمند را استخدام نمي­کنم، بلکه شبانه روز در جست وجوي افراد خلاق و توانمند هستم. تجربه به من ثابت نموده است که اين افراد در کمترين زمان قابل تصور، ثروت ومکنت را به دست خواهند آورد و مي­تواند شرايط رفتاري و ذهني لازم، براي برخورد با پولدارترين­هاي روي زمين را پيدا کنند.

موفقيت:‌ جديدترين ايده وخلاقانه­ترين محصولي که عرضه کرده­اي چيست؟

بيژن: يک ضرب­المثل فارسي به خاطر دارم که مي­گويد: زندگي پيچ و خم زيادي دارد. من هم يک عطر پرپيچ وخم با بهترين و الهام  بخش­ترين رايحه­هاي عالم ساخته­ام به نام "Bijan with a Twist " مي­توان آن را " بيژن پرپيچ وخم " ترجمه کرد. طراحي شکل ظاهري شيشه عطر و از همه مهم­تر بوي دل انگيز، هيجان­آور و آرام­بخش اين عطر که مي­توانم به جرات بگويم معجوني از رايحه­هاي متضاد اما خواستني است، باعث شده تا من، " بيژن پر پيچ و خم " را از همه محصولاتم بيشتر دوست بدارم.

موفقيت: براي ايرانياني که علاقمندند، مانند تو در درياي ثروت شنا کنند، چه پيامي داري؟

بيژن: اول بايد لياقت وشايستگي حفظ، نگهداري و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ايجاد نماييد. پول و به تبع آن خريداران پولدار، وطن ومليت خاصي ندارند. ثروت باعث مي­شود که آنها به راحتي به امن­ترين، مطمئن­ترين و آرام­ترين نقطه کره زمين کوچ کنند، بنابراين اگر به پول بي­احترامي کنيد، براي آن خط و نشان بکشيد، شرط وشروط برايش تعيين کنيد، به پول توهين کنيد و آن را در جاي نامناسب و براي خريد آشغال خرج کنيد، خب طبيعي است که با اينکار بي لياقتي خود را درحفظ پول ثابت نموده­ايد و پول و ثروت سراغ شما نمي­آيد! نبايد هم بيايد. اصلا چرا بايد ثروت سراغ کسي برود که قصد نابودي­اش را دارد! کدام پديده عالم را سراغ داريد چنين باشد که پول دومي­اش باشد؟

آدم هاي پولدار دوست ندارند، همه ثروتشان را صرف کمک به ديگران کنند. خيلي از آنها مايلند با ثروتي که به دست آورده­اند، اززندگي لذت ببرند. آنها مي­خواهند با ثروت خود بهترين­ها را بخرند. بهترين احترام را دريافت کنند. با مودب­ترين، يا تميزترين و با تيزهوش­ترين انسان­ها دم خورباشند، خوب طبيعي است اينجا همان جايي است که " بيژن "‌ و همه آدم­هايي که علاقمندند مانند او در درياي ثروت شنا کنند، وارد عمل شوند.

به خاطر دارم روزي يکي از ميليونرهاي آفريقايي براي خريد به قصر فروشگاهي من در نيويورک آمد. او درفضاي آرام و دلنشيني که من، حساب شده در تمام فروشگاه ايجاد کرده­ام، قدم زد و با شوق وصف ناپذيري اجناس داخل فروشگاه رابازديد نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروي پله­ها و فرش­هاي نفيس استفراغ کرد. خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره درهم کشيدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهي سريع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنين کنند. وقتي بازديد تمام شد و آن ميليونر با يک خريد 200 هزار دلاري ازفروشگاه خارج شد، از خدمتکاران خواستم راه پله و فرش­ها را تميز کنند. به آنها گفتم که مشتري، وقتي وارد مغازه مي­شود، درحقيفت صاحب آن است، چرا که بالقوه مي­تواند هر کالايي رابخرد. اين حق مشتري است و بايد به اين حق او احترام گذاشت.

موفقيت: آيا اززندگي لذت مي­بريد؟

بيژن: چرانه؟ اگرلذت نبرم چه کنم !؟ زندگي من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوري که ميخواهم احساس کنم چرا نبايد چنين کنم؟١

موفقيت: ممکن است يک نمونه از شيوه تبليغات خود را بيان کني؟

بيژن: يکي ازآخرين تبليغات من اينطور آغاز مي­شود يکي بود يکي نبود، در سرزميني دور مرد جواني زندگي مي­کرد که به کيفيت عشق مي­ورزيد.

موفقيت: آخرين پيام شما براي خوانندگان موفقيت در ايران چيست؟

بيژن: درست است که کارخانجات و مغاره­هاي من د راروپا، امريکا ونيويورک است اما مي­توانيد براي ديدن محصولات بيژن، بدون هيچ محدوديتي، مستقيما از داخل منزل، وارد فروشگاه اينترنتي بيژن ( http:/ www.bijan.com ) شويد و آخرين محصولات بيژن را آنجا ببينيد. دوست دارم با شما صحبت کنم و نظرتان را درمورد محصولات خودم بيشتر بدانم.

به نقل از مجله موفقيت

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 |

چه سخت است آموختن ...

ناامیدی­ها، بی پایان

آزردگی ها،

احساس مغلوب شدن

لحظه­ی تسلیم

و وانهادن

می­خواهی دور شوی؛

وانمود می­کنی که اهمیتی ندارد

ولی نمی­توانی

تو نه یک بازنده،

که یک مبارزی ...

گاه باید شکست خورد

تا بشود پیروز شد،

گاه باید گریست

تا بشود لبخند زد،

ضربه خوردن

آغاز نیرومندی است

و تلاشی پیوسته

در کنار ایمان

سرانجام،

نوید بخش پیروزی خواهد بود.

(آن دیویس)

 

Learning isn't easy …

Frustration tends to set in quickly

You hurt.

You feel defeated.

You want to give up to quit.

You want to walk away

And pretend it doesn't matter.

But you won't,

Because you're not a loser

You're a fighter …

We all have to lose sometimes

Before we can smile.

We have to hurt

Before we can be strong.

But if you keep on working

And believing

You'll have victory

In the end.

Ann davies))

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//دوشنبه ششم اسفند 1386 |

22 ـ تنفس عمیق را تمرین کنید.

اعتمادبنفس تا حد فوق­العاده­ زیادی به احساس شما نسبت به خود و به میزان آرامش شما وابسته است. تمامی افراد افسرده و کم روحیه بدون استثناء تنفس سطحی دارند. میزان تبادل هوا در هر دم و بازدم بسیار اندک است. آنها فقط با بخشهای فوقانی قفسه سینه خود نفس می­کشند. وقتی شما دم و بازدم عمیق دارید، اکسیژن بیشتری به مغز خود می­رسانید و کارایی مغز و چاره­جویی و تدبیر و خلاقیت خود را افزایش می­دهید.

برای افرادی که مضطرب هستند مثلاً هنگام سخنرانی، تنفسشان بیش از هر چیز، تحت تأثیر قرار می­گیرد. یکی از راههای از بین بردن اضطراب همین عادت به تنفس عمیق است.

عادت کنید نفس عمیق بکشید و شکل آگاهانه­تر و عمیق­تری به تنفس خود بدهید.

خوب بخوابید، خوب خوابیدن، یعنی افزایش عمق تنفس هنگام خواب، یعنی آرامش، یعنی شارژ عصبی و مغناطیسی ذهن و همه اینها یعنی انرژی مضاعف، روحیه مضاعف و ضربه­پذیری کمتر و اعتمادبنفس بیشتر. بی­خوابی هم از شارژ عصبی شما جلوگیری می­کند و هم شما را در برابر عوامل بیماری­زا و هیجانهای عصبی منفی مانند خشم و اضطراب آسیب­پذیر می­سازد.

به خواب خود توجه داشته باشید و خوب بخوابید.

+همسفر شما در راه موفقیت (ح. صفائی)//دوشنبه ششم اسفند 1386 |